فروش مشتری محور چه فروشی است؟ و چطور می توان در اینترنت آن را پیاده کرد؟

مشتری محور

مشتری محور ، کلمه ای که در زمینه بازاریابی و فروش زیاد می شنویم. اما محور چیست که مشتری محور بودن چه باشد؟

محور ، مرکز هر چیزی را می گویند. به عنوان مثال چادر سیرک را در نظر بگیرید. میله بلندی که به عنوان ستون اصلی نگه دارنده چادر سیرک است. در واقع محور نگه دارنده چادر سیرک است.

یا اگر به خیلی از کسب و کارهای ایرانی نگاه کنید ، معمولا یک نفر خاص را در آن کسب و کار می بینید که نبودن او در برخی روزها ، تمام کارها را مختل می کند. آن شخص دقیقا محور آن کسب و کار است.

حال اگر کسب و کاری را در نظر بگیریم که تمام تلاشش برای ایجاد رضایتمندی مشتری باشد ، می توان گفت که یک کسب و کار مشتری محور است.

مشتری محور بودن یا نبودن!

اما سوالی که ذهن خیلی از صاحبان کسب و کار را مشغول می‌کند ، این است که این محور چقدر مهم است و اصلا چقدر باید به رضایتمندی مشتری اهمیت بدهیم؟

کاسب های قدیمی بر سر این مساله همیشه اختلاف نظر داشته اند. برخی از آنها اعتقاد دارند که حق همیشه با مشتری است.

و برخی از آنها اعتقاد دارند که ما روش خودمان را داریم و مشتری اگر روش ما را نمی پسندد ، می تواند به سراغ بقیه برود.

البته من فکر می‌کنم دومی یه کم احمق‌تر است.

مشتری محور

مشتری محور بودن بالاخره خوبه یا بده؟

مشتری محور بودن یکی از ملزومات هر کسب و کاری است. ولی باید حواسمان باشد که شور یا بی نمک نشود.

در تمام کسب و کارها داشتن یک سبک مشخص و واضح برای تعامل با مشتری بسیار مهم است.

و همینطور احترام گذاشتن به نظر مشتری باید برای همیشه جزء اولویت های هر کسب و کاری باشد.

اما اینکه چقدر بر روی سبک کسب و کارمان پافشاری کنیم و یا اینکه چقدر همکاران خودمان را به خاطر زیاده خواهی برخی مشتریان تحت فشار قرار دهیم ، بسیار مهم است.

ما همیشه باید حواسمان باشد که در عین نگه داشتن احترام مشتری و سعی کردن برای رضایتمندی مشتری ، خط قرمزهایی برای حفظ چهارچوب کسب و کارمان که باعث حفظ پایداری کسب و کارمان می شود را رعایت کنیم.

فروش مشتری محور چیست؟

مشتری محور بودن کسب و کار به این معنی است که در زمان تولید محصول یا ارایه آن ، حتما به فکر تامین رضایت خاطر مشتری مورد نظرمان باشد.

مشتری مورد نظر ما چه کسانی هستند؟ این مقاله را بخوانید :

 انواع مشتری آنلاین ( ساخت آواتار مشتری آنلاین قبل از فروش )

پس حتما لازم است قبل از اینکه حدود مشتری محور بودن کسب و کارمان را تعیین کنیم ، نوع مشتریان را مشخص کنیم.

به عنوان مثال بدانیم که برای چه افرادی در چه سنی و با چه جنسیتی و یا با چه سطح تحصیلاتی مشتریان من خواهند بود.

الان که دانستیم برای چه مشتریانی محصول ارایه می‌کنیم ، می توانیم درک کنیم که چقدر می خواهیم برای مشتری وقت صرف کنیم. و چقدر می خواهیم برای مشتری خدمات ارایه کنیم.

تصور کنید که می خواهید فروشگاه پوشاک اینترنتی راه اندازی کنید. و بیشتر مشتری های شما خانم های خانه دار هستند. که معمولا از خرید خودشان به راحتی راضی نمی شوند.

قطعا مسایلی مثل پس دادن محصول که در فروشگاه های فیزیکی پوشاک وجود دارد ، در فروشگاه اینترنتی شما هم پیش میآید. و حتی بیشتر و مشکلتر. چون مشتری اینترنتی پوشاک خیلی سخت تر به شما اعتماد می کند. و خیلی راحتتر اعتمادشان از دست می رود.

دقیقا برای فروش مشتری محور موفق چه کنیم؟

برای اینکه بتوانید فروش مشتری محور را در یک کسب و کار موفق تجربه کنید ، باید در زمان ارایه محصول فقط و فقط به صلاح مشتری فکر کنید.

یعنی پروسه فروش مشتری محور را قبل از اینکه کار فروش را شروع کنیم ، آغاز می کنیم.

اولین قدم فروش مشتری محور :

به این صورت که فکر کنیم و تمام نیازها و خواسته های مشتریان خودتان را تصور کنیم.

اگر نمی دانید که مشتریان شما چه خواسته هایی دارند ، این کتاب الکترونیکی رایگان را بخوانید :

دانلود کتاب الکترونیکی روانشناسی مشتری آنلاین

به عنوان مثال برای فروش به خانم های خانه دار ، باید ساعتی که آنها می توانند در خانه باشند را در نظر بگیرید تا محصول را در وقت درستی به درب منزل آنها ارسال کنید.

آیا می دانستید که بسیاری از فروش ها به دلیل ساعات اشتباه در ارسال بسته های پستی ، انجام نمی شود؟

دومین قدم فروش مشتری محور :

لازم است تا تمام قوانین فروش ، پس گرفتن محصول ، تست محصول ، گارانتی ، طرز بسته بندی ، ساعات ارسال و … خیلی از موارد دیگر را برای مشتری به روشنی به اطلاع آنها برسانید.

نکته : برخی از کسب و کارها یک صفحه قوانین متنی و پر از مطلب های تهدید آمیز برای مشتری می نویسند و مشتری هم معمولا یا آن را نمی خواند یا اگر هم بخواند از خرید خود پشیمان می شود.

یادمان باشد که قوانین وضع شده تماما باید به نفع مشتری باشد. یا الاقل قوانین را جوری بیان کنیم که باعث اعتماد مشتری شود نه ترس آنها.

سومین قدم فروش مشتری محور :

پایبند بودن به تمام قوانینی که با مشتری توافق کرده اید برای تقویت فروش مشتری محور لازم است. اگر خودمان را در همه حالت ها و شرایط پایبند به تعهداتی کنیم که قولش را به مشتری داده ایم ، هیچ وقت نیاز به درگیر شدن با مشتری نیست. چون مشتری خیلی واضح همه اصول کار شما را می داند.

البته داشتن کمی انعطاف و خلاقیت برای راضی نگه داشتن مشتری در زمان های بحرانی ، می تواند به اجرای هر چه بهتر قوانین فروش ما به نفع مشتری کمک کند.

فروش مشتری محور در اینترنت

الان که اصول کلی فروش مشتری محور را یاد گرفتیم ، می توانیم این اصول را در کسب و کار اینترنتی خودمان پیاده‌سازی کنیم.

در بسیاری از کسب و کارهای اینترنتی دیدم که راهی برای انصراف از خرید ، قبل از ارسال محصول برای مشتری وجود ندارد.

یا اینکه راهی برای پرسش بیشتر درباره محصول برای مشتری وجود ندارد. و خیلی از اوقات به خاطر ابهاماتی که درباره محصول یا درباره قوانین کاری کا وجود دارد ، مشتری از خرید منصرف می شود.

فروش مشتری محور در اینترنت ، چیزی جز رعایت حقوق ابتدایی مشتری نیست. حقوقی که به مشتری اجازه درست دیدن ، درست درک کردن ، ارتباط کامل و صحیح با فروشنده و … می دهد.

فروش مشتری محور را با رعایت این نکات طلایی کنید

در پایان اگر می خواهید که فروش مشتری محور طلایی داشته باشید ، چند نکته ساده را رعایت کنید :

اول اینکه توضیحات کامل و کافی از محصول تان در اینترنت انتشار دهید.

دوم اینکه از محصولات مشابه (یا هم نوع) که در ردیف فروش تان قرار ندارد هم محتوایی مناسب به مشتری ارایه کنید. یا حتی با محصول خودتان مقایسه صحیح داشته باشید. مراقب باشید که این مقایسه به صورتی نباشد که بخواهید با تخریب محصولات دیگر ، محصول خودتان را تبلیغ کنید.

سم اینکه راه های ارتباطی واضحی برای ارتباط با مشتریان و شنیدن اعتراضات ، نظرات ، پیشنهادات و انتقادات آنها داشته باشید.

برای دانستن بیشتر درباره راه های ارتباط با مشتری آنلاین این مقاله را بخوانید :

ارتباط با مشتری آنلاین ( مهمترین اصل موفقیت هر کسب و کار هوشمند )

چهارم اینکه تلفن تماسی که مستقیما بتوان با کسی از محموعه شما صحبت کرد ، در دسترس قرار دهید. خیلی از وقت ها شنیدن صدای فروشنده ، باعث بالا رفتن اعتماد و از بین رفتن ترس از خرید می شود. و خودبه خود باعث از بین رفتن اعتراض ها می شود.

پنجم اینکه یادتان باشد فروش مشتری محور اینترنتی ، یک فروش آنلاین ۲۴ ساعته است. اگر قوانین مشخصی برای ساعات ارتباطی با مشتری نداشته باشید و مشتری نصف شب بخواهد که با شما ارتباط بگیرد ، باید به گرمی پاسخگوی او باشید.

ششم اینکه راهی برای ارتباط با مشتریان خاص به طور ویژه داشته باشید.

درباره مشتریان خاص این مقاله را بخوانید : مشتریان خاص یا مخاطبان کلیدی کسب و کار

و در نهایت توصیه می کنم برای یادگیری فروش حضوری و فروش اینترنتی ، این کارگاه را از دست ندهید :

دومین کارگاه فروش هوشمند (فروش حضوری + فروش اینترنتی)

 

مشتری مداری در کسب و کار هوشمند چیست؟ و چطور انجام می‌شود؟

مشتری مداری

مشتری مداری در هر کسب و کاری به معنای رعایت حقوق مشتری به علاوه نکته ای جالب توجه برای مشتری که او را سر ذوق بیاورد.

رضایت مشتری در عصر فراوانی ، به شدت وابسته به ایجاد حس خوب در مشتری است.

اگر مشتری شما ، از شما حس خوب دریافت کند ، حتما خرید خواهد کرد. حتی اگر این خرید به زمان های دیگر موکول شود.

برای کسب و کارهایی که به فکر سودهای کلان در بلند مدت و در نتیجه پایداری کامل هستند ، مشتری مداری یک اصل مهم است.

اگر کسب و کاری دارید که در آن فقط به فکر تامین نیاز ضروری مشتری به همراه قیمت پایین‌تر هستید ، سخت در اشتباه هستید. به این دلیل که رقابت بر سر قیمت در اختیار شما نیست. حتی اگر تولید کننده یک محصول باشید ، قیمت شما در رقابت با رقبا ، شکسته خواهد شد.

و ممکن است بر اثر رقابت بر سر قیمت ، سود صحیح را از دست بدهید. و فقط به زنده ماندن فکر کنید.

مشتری مداری

مشتری مداری و حس خوب

تحربه در سازمان‌های موفقی که مشتری مداری خوبی داشته‌اند ، نشان داده که مهمترین عامل خرید مشتری ، دریافت حس خوب از آن مجموعه است.

به عنوان مثال بسیاری از خریداران دیجی کالا می دانند که قیمت برخی محصولات در این سایت موفق ، بیشتر از قیمت مغازه های فیزیکی است. اما چون از خریدهای خود (و یا خریدهای دیگران) راضی هستند ، باز هم از دیجی‌کالا خرید می کنند.

به نظر شما رمز موفقیت یک فروشگاه اینترنتی در کشوری که بسیاری از صاحبان کسب و کار آن اعتقادی به بازار اینترنتی ندارند ، چیست؟

مهمترین نکته در موفقیت کسب و کارهای بزرگ ، رعایت مشتری مداری است.

این مقاله را درباره اصول مشتری مداری بخوانید : مشتری مداری – اصول مشتری مداری چیست؟

مشتری مداری در کسب و کارهای اینترنتی

در کسب و کارهای تکنولوژیک ، مخصوصا اینترنتی ، مشتری ها معمولا با تجربیات جدیدی روبه رو هستند. آنها با ندیدن خرید می کنند. مشتری مداری می تواند به اعتمادسازی در بین فروشنده و خریدار ، کمک بزرگی کند.

مشتری مداری در فروش فیزیکی (یا حتی تلفنی) می تواند یک صدای گرم و دلپذیر از سمت فروشنده باشد. می تواند یک برخورد مناسب باشد.

فروشندگان خوب در دنیای فیزیکی تجربیات ارزشمندی از مشتری مداری دارند. اما سوال اصلی این است که آیا همان روش های مشتری مداری که در دنیای فیزیکی باعث خوشنودی مشتری و فروش بیشتر می شود ، در کسب و کارهای دنیای مجازی هم تاثیرگذار است؟

مشتری مداری در دنیای مجازی

دنیای مجازی جایی است انسان ها همدیگر را نمی بینند تا طبق روش های فیزیکی بخواهند مشتری مداری را رعایت کنند.

به عنوان مثال نمی‌توان بدون دیدن رودرروی مشتری ، احساس او از شنیدن یک جمله فروشنده را درک کرد. یا نمی‌توان درک کرد که آیا مشتری واقعا از خرید خود احساس شادی فراوان می‌کند یا خیر.

اما نگران نباشید ، دنیای مجازی به دلیل اینکه به مردم (مخصوصا کشور ما) فرصت بروز خود واقعی‌شان را می‌دهد ، فرصت درک صحیح نیازها ، علایق و خواسته‌های مشتری را هم می‌دهد.

پس اگر بخشی از کار مشتری مداری در دنیای مجازی از دنیای واقعی کم دارد ، بخش‌های دیگری هستند که بتوانیم مشتری مداری درستی را پیاده سازی کنیم.

توصیه میکنم برای یادگیری همزمان فروش حضوری و فروش اینترنتی ، این کارگاه را از دست ندهید :

دومین کارگاه فروش هوشمند (فروش حضوری + فروش اینترنتی)

مشتری مداری مجازی صحیح

یکی از نکاتی که می‌تواند در مشتری مداری مجازی به ما کمک کند ، دریافت اطلاعات نامحسوس از مشتریان است.

پیشنهاد می‌کنم این مقاله را بخوانید : جمع آوری اطلاعات (جمع آوری هوشمند اطلاعات برای بازاریابی و فروش هوشمند)

ما می‌توانیم با تحلیل اطلاعات به دست آمده از مشتریانی که ممکن است فقط سری به کسب و کار ما زده باشند و یا خرید کرده باشند ، تشخیص بدهیم که مشتریان از کدام خدمات ما که در کنار محصولاتمان ارایه می کنیم ، بیشتر راضی بوده‌اند.

یا اینکه تشخیص دهیم که اگر در یکی از صفحات سایت مان ، مشتری یک کلیک کمتر یا بیشتر انجام دهد ، چه تاثیری بر رضایت مشتریان خواهد داشت.

در کسب و کار مجازی همه رفتارهای ظاهری مشتری (کلیک کردن ها ، مرور صفحاتی که به آنها علاقه دارند و …) قابل تحلیل است.

سیستم مشتری مداری

اگر بخواهیم مشتری مداری را به درستی اجرا کنیم ، باید بتوانیم برای آن سیستم بسازیم. سیستم به این معنی که روندهای مشخصی برای خودمان و فروشندگان سازمان (یا صنعت مان) تعیین کنیم.

به عنوان مثال مشخص کنیم که اگر یک مشتری برای بار اول درخواست خدماتی خاص و غیرمعقول از ما کرد ، چه کنیم. و اگر برای بار دوم یا بیشتر این اتفاق افتاد چه کنیم.

مشتری مداری در کل چیزی جز رعایت حقوق مشتری به علاوه خدمات اضافی غیرمنتظره برای مشتری نیست.

در نهایت می‌توانم بحث مشتری مداری را اینگونه خلاصه کنم که اگر می‌خواهیم در عصر علاقه مندی ها ، مشتریهای بیشتر و پایدارتر داشته باشیم ، باید مشتری مداری براساس تحلیل اطلاعات را به خوبی یاد بگیریم. و از ظرفیت های دنیای مجازی در کنار دنیای واقعی برای افزایش بهره وری کسب و کارمان استفاده کنیم.

برای آشنایی بیشتر با جمع آوری و تحلیل اطلاعات هوشمند ، این صفحه را ببینید.

دوره آنلاین جمع آوری و تحلیل هوشمند اطلاعات ( جمع آوری اطلاعات )

هوشمندسازی کسب و کار چیست ؟ – رادیو هوشمندی (قسمت اول)

کسب و کار هوشمند

 

رادیو هوشمندی (قسمت اول) :

هوشمندسازی کسب و کار یا کسب و کار هوشمند ؟

 

کسب و کار هوشمند

 

  برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید (حجم ۲٫۴۶MB) 

  برای دانلود فایل Pdf کافیست اینجا کلیک کنید  

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

بزرگواران سلام . من محسن حسنی ، مشاور و مدرس هوشمندسازی کسب و کار هستم از مجموعه هوشمندسازی ، جایی که سعی مکنیم تا با هوشمندسازی کسب و کارهای مختلف ، رشد اقتصادی بهتری رو برای کشورمون به وجود بیاریم. و شما در حال گوش دادن به اولین فایل از سری فایل های رادیو هوشمندی هستید.

در اولین قسمت از رادیو هوشمندی ، در مورد تفاوت هوشمندسازی کسب و کار و کسب و کارهای هوشمند برای شما صحبت میکنم.  اگر ما تفاوت این ها رو در ابتدای راه هوشمندسازی بدونیم ، می تونیم خیلی بهتر ، از ابزارها و راه کارهای هوشمند در بالا بردن بهره وری کسب و کارمون استفاده کنیم.

کسب و کار هوشمند به معنی ایجاد کسب و کاریه که کاملا  براساس روش های هوشمند روز دنیا انجام بشه. مثل اسنپ ، زودفود و دیجی کالا .

اینها کسب و کارهایی هستند که برای ارتباط با مشتری نیاز به ارتباط فیزیکی ندارند. و مشتری هم به راحتی با ابزارهای هوشمند با این کسب و کارها ارتباط برقرار میکنه. چون می تونه در وقتش و هزینه هاش صرفه جویی زیادی داشته باشه.

اما هوشمندسازی کسب و کار ، برای تقویت کسب و کارهای سنتی انجام میشه. به صورتی که شکل کلی کسب و کار به همون حالت سنتی خودش باقی می مونه و فقط برای انجام بعضی از اموراتش ، از ابزار هوشمند استفاده می کنه. مثل فروشگاه های زنجیره ای رفاه و شهروند که شکل سنتی فروشگاه فیزیکی خودشون رو حفظ کردن ولی با استفاده از ابزار هوشمند ، می تونن اطلاعات مشتری ها و خریدهاشون رو جمع کنند و با تحلیل سیستمی این اطلاعات ، تصمیم های بهتری برای فروش بیشتر بگیرند.

اینکه چه کسب و کاری باید به چه شکلی هوشمند بشه ، کاملا بستگی به نوع کسب و کار ، نوع محصول و خدماتش و همینطور بستگی به نظر و نیاز مشتریاش داره.

مثلا من برای خریدهای عمده ترجیح میدم با دختر کوچیکم به فروشگاه های زنجیره ای بریم. چون هم خرید انجام میدم و هم دخترم رو به گردش در فروشگاه و بازی با چرخ های خرید میبرم.

اما برای سفر درون شهری ، ترجیح میدم که در سریع ترین زمان و با دقت بالا و همینطور هزینه کمتر از نرم افزارهایی مثل اسنپ استفاده کنم.

پس مدیر هر کسب و کاری باید ببینیه که مشتریاش چطور راضیترند و اینکه چطوری هزینه های کمتری رو برای ارایه محصول یا خدماتش به دوش مشتری میذاره.

ایده اسنپ (تاکسی اینترنتی) از نیاز مشتری ها به صرفه جویی در وقت و هزینه استفاده کرده و با حذف دفتر فیزیکی از مسیر ارتباط مشتری با راننده ، تونسته وقت و هزینه مشتری رو در سفر درون شهری کم کنه.

یا اینکه فروشگاه رفاه تونسته با ایجاد یه محیط فیزیکی خیلی خوب ، مشتریاش رو جذب کنه.

در نهایت برای اینکه تصمیم درستی برای هوشمندسازی کسب و کارمون بگیریم ، لازمه که اولا تفاوت هوشمندسازی کسب و کار با کسب و کار هوشمند رو بدونیم و بعدهم ابزار و راه کارهای هوشمند رو بشناسیم.

ممنونم که در این بخش از رادیو هوشمندی بامن همراه بودید. تا بخش بعدی رادیو هوشمندی خدا نگدار شما همراهان عزیز.

انواع مشتری آنلاین ( ساخت آواتار مشتری آنلاین قبل از فروش )

انواع مشتری آنلاین در کسب و کار ما کسانی هستند که با خرید آنلاین و خطرات و فواید آن ، آشنا هستند. یا اگر برای بار اول اینکار را انجام می دهند ، به احتمال زیاد ، از کسی در این باره سوال کرده اند.

سوال اساسی این است که آیا تضمینی وجود دارد که خریدها تکرار شوند؟ و یا اینکه بتوانیم علاوه بر حفظ مشتریان قبلی ، مشتریان جدید بدست بیاوریم؟

در کشور ما و در بین کسب و کارهای آنلاین ایرانی ، تعداد کمی هستند که در طی ۳سال  اخیر توانسته‌اند انواع مشتری را به خودشان وفادار کنند و حتی با ارایه قیمت‌های بالاتر از بازار مشتریان راضی‌تری داشته باشند. (مثل دیجی کالا)

یکی از دلایلی که مشتری‌ها از کسب و کار آنلاین ما استقبال خوب ( یا لااقل سریع ) نمی کنند ، این است که ما نمی توانیم از راه دور ، شناخت درستی از نیازها ، خواسته‌ها و علایق آنها به دست بیاوریم.

اما با توجه به تعداد مردمی که در هر لحظه آنلاین هستند و در طی شبانه‌روز در حال استفاده از اینترنت هستند ، می توان فعالیت‌های بسیار بیشتر و پولسازتری ، حتی در کسب و کارهایی که به ظاهر مشتریان اینترنتی ندارند ، داشته باشیم.

شناخت انواع مشتری آنلاین

البته با کمک تحلیل رفتار انواع مشتری ها در فضای آنلاین می توان تا حدودی رفتار مشتری ها در فضای آنلاین را شناخت .

ولی این شناخت از مشتریانی است که از کسب وکار آنلاین ما خرید کرده اند و یا حداقل سری به آن زده اند.

اما برای جذب و ایجاد رضایتمندی در مشتری‌ای که اصلا سری به ما نمی‌زند ، چه برنامه ای داریم؟

چطور مشتریانی که به ما سر نزده اند را بشناسیم و برایشان برنامه ریزی کنیم؟

انواع مشتری

خود مشکلی

خاطرم هست که در شروع کارم به عنوان یک مدرس در فضای آنلاین ، با انتشار محتوایی که فکر می کردم جزء بهترین محتوای اینترنتی است ، سعی در جذب انواع مشتری داشتم. ولی هر چه بیشتر روی محتوای به ظاهر خوبم کار می کردم ، نتیجه کمتری از آن می گرفتم.

تا اینکه یه جایی از کار ، کاملا توقف کردم و دوباره به روندی که در طول کسب و کارم رفته بودم ، فکر کردم.

متوجه شدم ، محتوایی که تولید می کنم ، محتوای بسیار زیبا و خیلی تخصصی است و فقط به درد کسانی می خورد که قبلا تا یه جایی از مسیر یادگیری را رفته اند.

دیدم کسانی که در میان راه هستند ، قبل از من با اساتیدی دیگری کار کرده‌اند.

و این فرصت تاثیرگذاری من را ، بر روی آنها کمتر می کرد. (تعصب به استاد ، همخوانی با روش یک استاد خاص و …)

بنابراین تصمیم گرفتم تا در محتوای تولیدی‌ام ، تغییراتی بدهم. تغییراتی که باعث رشد انفجاری کسب و کارم شد.

و می خواهم در این کتاب ، برخی از این تغییرات را برای شما هم بازگو کنم و تجربیاتم را با شما خواننده عزیز به اشتراک بگذارم.

 

آواتار

قبل از هر تغییری در محتوا ، با خودم فکر کردم که برای چه کسانی کار میکنم؟

و قرار است که چه کسانی با دنبال کردن آموزش های من (یا در واقع خرید محصولات آموزشی ام) در زندگی کاری و شخصی شان ، پیشرفت کنند. یا حداقل حس بهتری نسبت به گذشته خودشان داشته باشند.

پس قبل از هر اقدام دیگری به ساختن آواتار مشتری در ذهن خودم فکر کردم. و آن را بر روی کاغذ نوشتم.

ساختن آواتار بسیار سخت بود. مخاطبین آدم‌های مختلفی بودند.

مخاطبین من کسانی هستند که ممکن است هیچ اطلاعاتی از کسب و کار آنلاین ندشته باشند و یا ممکن است خودشان یک کسب و کار آنلاین موفق داشته باشند.

و هیمنطور افرادی که ممکن است در کسب و کار سنتی خبره باشند یا اینکه اصلا تجربه کسب و کار سنتی را هم نداشته باشند. به هر حال شروع کردم به گروه‌بندی مخاطبین.

هر گروه‌بندی که به ذهنم می رسید را نوشتم. بعداز گروه‌بندی چندتایی از آنها را که همپوشانی داشت و به درد نمی خورد (و یا نمی خواستم برایشان کاری کنم) حذف کردم. و چند گروه جدید هم ساختم.

سپس در داخل این گروه‌ها ، آواتار هر کدامشان را تصور کردم.

آواتار :  یک نمونه از هر گروه انسان است. مثلا معلم‌های مدرسه را در ذهنتان تصور کنید.  چه مشخصاتی از آنها را به خاطر می آورید؟

آنچه که عموم مردم درباره معلم‌های عزیز فکر میکنند ، آواتار گروه معلم‌هاست.

به عنوان مثال در بین گروه مخاطبینی که آشنایی اولیه با کسب و کار آنلاین دارند ولی تجربه کسب و کار سنتی را ندارند ، افرادی را تصور کردم که ممکن است دانشجو (یا فارغ التحصیل شده) باشند.

افرادی با نیاز به آزادی عمل در کسب و کار خودشان و همینطور با آرزوی زود پولدار شدن. که ممکن است سقف آرزوهایشان هم بسیار بلند باشد.

توصیه میکنم برای یادگیری روش های ساخت آواتار مشتری آنلاین ، این کارگاه را از دست ندهید :

دومین کارگاه فروش هوشمند (فروش حضوری + فروش اینترنتی)

ارتباط با مشتری آنلاین ( مهمترین اصل موفقیت هر کسب و کار هوشمند )

ارتباط با مشتری آنلاین

ارتباط با مشتری آنلاین ، نکته ای مهم برای شناخت مشتری آنلاین است.

هر آدمی که ما به عنوان مشتری با او سر و کار داریم ، روحیات و نیازها و خواسته های خودش را دارد.

و حتما از ما انتظار دارد که به سراغ او برویم. پس در کسب و کارهای اینترنتی (و هوشمند) باید راه های ارتباطی را برای مشتری باز کنیم. و در جایی که لازم است به سراغش برویم و یا اینکه اجازه بدهیم به راحتی به سراغمان بیاید.

ارتباط با مشتری

شبکه های اجتماعی

برای نمونه تصور کنید که خانم های جوان خانه دار ، عموما از شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام استفاده می کنند. اگر می خواهید  بر روی این افراد به عنوان مشتری کار کنید ، می بایست محتوایی متناسب با سن ، جنسیت ، وقت و موقعیت آنها در شبکه های اجتماعی تولید کنید.

و را ه های ارتباطی دو طرفه برای ارتباط با خانم های خانه دار برونگرا و درونگرا داشته باشید.

ایمیل

برخی از مشتریان ، ارتباط ایمیلی را بیشتر می پسندند ، چونکه می توانند در هر زمانی که خودشان بخواهند ، پیام های شما را دریافت کنند.

و البته می توانید پیام های زیباتر ، تکمیل تر و با فایل های پیوست حجیم تری ارسال کنید. معمولا اینگونه افراد ، صاحبان کسب و کار ، مدیران ارشد ، علاقه مندان به فضای تکنولوژی ( و نه صرفا اینترنت) و … هستند.

وب سایت

وب سایت هایی با عمر بیش از ۲۰ سال در فضای اینترنت ، ثابت کرده اند که بلندترین ارتباط با مشتری آنلاین را می توان در فضای وب سایت شکل داد.

وب سایت ها به راحتی فیلتر نمی شوند ، زودگذر از دید مخاطب نیستند (مثل شبکه اجتماعی facebook و …). طراحی دلخواه دارد، می توان طراحی آن را به راحتی تغییر داد (مثل تغییر دکوراسیون مغازه است ، خیلی جذاب و شیک).

اطلاعات آن در دستان صاحب آن است (قابل بک آپ گیری است) ، آدرس ثابتی در طول زمان دارد.

با یک جستجوی ساده در اینترنت قابل دسترس است و هزارن دلیل دیگر که هر صاحب کسب و کار آنلاینی را راضی میکند تا یک وب سایت داشته باشد و از آن برای ارتباط با مشتری استفاده کند.

اپلیکیشن ها (برنامه های موبایل)

بعداز وب سایت ها ، برنامه های موبایلی ، مطمئن ترین راه اتباط با مشتری هستند. ولی در دنیای امروز استفاده از برنامه های قابل نصب بر روی کامپیوترها ، برای ارتباط با مشتری ، چندان توصیه نمی شود.

به هر حال استفاده از اپلیکیشن های مثل دیجی کالا ، اسنپ ، شیپور و … که به راحتی برای مشتری قابل دسترسی است ، بسیار جذاب بوده و اعتماد فراوانی برای مشتری می سازد.

ولی نکته مهم در استفاده از اپلیکیشن ها این است که باید مطمئن بشویم خدمات ارایه شده بر روی این برنام ها ، اینقدر خوب هستند که مشتری حاضر باشد ، آن را بر روی موبایلش نصب کند و خیلی زود آن را پاک نکند.

معمولا ما بر روی موبایل مان بیشتر از ۱۰ نرم افزار و اپلیکیشن نصب نمی کنیم.!

بیلبوردهای تبلیغاتی (بنرها ، بیلبوردها ، تابلو و دیوار نوشته ها و…)

در دنیای آنلاین ، مخاطبین زیادی وجود دارند. ولی آیا محصول یا خدمات ما فقط برای مخاطبان اینترنتی ارایه می شود؟

اگر پاسخ شما به این سوال منفی است ، توصیه می کنم که از بیلبوردهای تبلیغاتی هم استفاده کنید. خیلی از مردم استفاده از اینترنت را محدود به استفاده از شبکه های اجتماعی می دانند.

و برخی از کسب و کارهای آنلاین (و سنتی) را نمی توان به صورت گسترده در این شبکه ها تبلیغ کرد. (بستگی به نوع محصول یا خدمات دارد.)

به عنوان نمونه تصور کنید که آیا می توان فروش شیرآلات گازی (که در همه منازل استفاده می شود) را دائما در شبکه های اجتماعی تبلیغ نمود؟ و اگر اینکار را کنیم ، چند درصد اثرگذاری دارد؟

یا اینکه آیا مردم در هنگام خرید از مغازه به فکر محتوایی که در شبکه های اجتماعی دیده اند ، می افتند؟

اشتباه نکنید !!! نمی خواهم بگویم که تبلیغ برای اینگونه محصولات در شبکه های اجتماعی خوب نیست. بلکه می گویم که اینگونه تبلیغ برای محصولاتی مثل شیرآلات گازی در شبکه های اجتماعی کافی نیست.

و برای تکمیل فرآیند اطلاع رسانی به مشتری ، می بایست از تابلوهای تبلیغاتی و در کل تبلیغات فیزیکی و واقعی هم استفاده شود. تا اثرگذاری بهتری داشته باشیم.

و البته باز هم فراموش نکنیم که می بایست برای تکمیل فرآیند ارتباط با مشتری ، راه های ارتباطی ساده ای را برایش مشخص کنیم. (مثل گروه تلگرامی ، شماره پیامک ، وب سایت و …)

نکته مهم

نکته مهمی که در شناخت راه های ارتباطی وجود دارد این است که برای ارتباط با هر دسته از مشتریان ، می بایست روحیات ، سن ، جنسیت ، سواد و نیازها و خواسته های مشتریان را به درستی بشناسیم.

به عنوان مثال در بازار مسکن ، یکی از راه های ارتباطی بسیار خوب ، استفاده از نرم افزارهای شیپور و دیوار است. چونکه برای صاحبان ملک و جویندگان ملک در هر سن و جنستی ، به راحتی قابل دسترس است.

نکته مهم دوم

در کل بهترین راه ارتباطی در هر کسب و کاری ، استفاده از راه های ساده است. در هر کسب و کاری می بایست ، ساده ترین راه برای ارتباط با مشتری و کسب و کارمان را پیدا کنیم.

نکته مهم آخر ، این است که ارتباط با مشتری آنلاین ، مهارتی است که می توان یاد گرفت. توصیه میکنم برای یادگیری نحوه ارتباط صحیح با مشتری آنلاین ، این کارگاه را از دست ندهید :

دومین کارگاه فروش هوشمند (فروش حضوری + فروش اینترنتی)

محتوای غیراخلاقی و تاثیر آن بر روی ذهن مشتریان

محتوای غیراخلاقی ، بیشترین بازدید کننده را در کل دنیا ( و ایران) دارد.

خیلی وقت است که به این جمله فکر میکنم. و به دنبال دلیل آن هستم. چرا با این همه محتوای سالم و خوبی که تولید می شود ، محتوای غیراخلاقی بیشترین بازدید را دارد؟

محتوای غیراخلاقی ، می تواند یک فیلم بالای ۱۸ سال باشد ، یا صحنه ای از تصادف ، یا کشتن یک انسان در جنگی غیرمنصفانه.

فرقی نمی کند ، انسان ها به شدت به دنبال دیدن این محتوای بد هستند. و همینطور فرقی نمی کند ، ایران باشد ، میانمار یا در خاک اروپا و کشورهایی با سطح آرامش زیاد.

اکثریت انسان های امروزی به دنبال دیدن ، شنیدن و خواندن این محتوای غیراخلاقی هستند. فقط ممکن است در یک کشوری ، فیلم های بالای ۱۸ سال طرفدارش بیشتر از صحنه کشتار باشد. و یا برعکس.

اما واقعا چرا محتوای غیراخلاقی اینقدر طرفداران پرشوری دارد. در حالی که محتوای خوب طرفداران کمتر.

محتوای غیراخلاقی

مغز پرمصرف و محتوای غیر اخلاقی

اگر بخواهم مطالب علمی و پیچیده را درباره مغز انسان خلاصه کنم ، باید بگویم که مغز انسان دارای ۳ بخش اصلی است.

مغز حیوانی ، مغز عاطفی و مغز منطقی.

این سه بخش وظیفه درک انسانی را بر عهده دارند. مغز حیوانی ، همیشه مراقب ماست تا اتفاق بدی برایمان نیافتد. و همیشه در حال ترس و فرار است. همیشه به دنبال آرامش.

مغز حیوانی ما به شدت در مقابل تغییر وضعیت مقاومت می کند. به دو دلیل ، یک اینکه می ترسد اتفاق بدی برایمان بیافتد. دو اینکه مواظب است تا مصرف انرژی مغز زیاد نشود.

مغز ما بیشترین انرژی را در بدنمان مصرف میکند. تقریبا ۲۰ درصد از کل انرژی مصرفی بدنمان صرف ۲ درصد از وزن ما (مغزمان) می شود.

حالا تصور کنید که مغز می خواهد کمی فکر کند. وای چه اتفاق ناگواری ، مغز حیوانی مقاومت می کند تا انرژی مصرف نشود. چون از تمام شدن انرژی بدنمان و در نهایت ضعف و بی حالی و مرگ می ترسد.

مغز حیوانی دائما در حال تصور پایان دنیاست. و فکر می کند که اگر همین انرژی موجود در بدن از بین برود ، دیگر چیزی جایگزینش نیست.

محتوای غیر اخلاقی

مغز عاطفی

مغز عاطفی ، احساسات ما را کنترل می کند. اگر از چیزی احساس رضایت یا ناخشنودی کنیم ، مغز احساسی ما درگیر آن شده است.

خیلی از تصمیمات ما انسان ها ( تقریبا ۹۹ درصد) توسط مغر عاطفی ما نهایی می شود. به این معنی که ممکن است مغز منطقی ما تصمیم منطقی برای انجام کاری بگیرد ولی تا مغز عاطفی از این تصمیم راضی نباشد ، معمولا انجامش نمیدهیم. یا لااقل خوب انجامش نمی دهیم.

مغز منطقی

مغز منطقی ما که بزرگترین بخش مغز است و بیشترین انرژی را مصرف می کند ، در تصمیم گیری های آگاهانه ما کنترل دارد. معمولا برای توجیح تصمیمات عاطفی مغز منطقی را به کار میگیریم.

رابطه مغزهای سه گانه با محتوای غیراخلاقی

حتما با خودتان می پرسید که این مغزها چه ربطی به محتوای غیراخلاقی دارند؟

دقیقا به دلیل اصرار مغز حیوانی به ماندن در وضعیت فعلی (و عدم مصرف انرژی بیشتر) ، محتوای آموزشی (یا کلا هر محتوای یاد دهنده) برای مغز جذاب نیست.

و به دلیل نیاز مغز عاطفی به جریان داشتن احساسات در زندگی مان ، و البته کم تحرک شدن انسان ها در زندگی ماشینی ، مغز عاطفی می خواهد که هیجان را جستجو کند.

هیجانی که در زندگی قدیمی ترها در مخاطرات روزمره شان برای به دست آوردن غذا ، شغل ، خانه و … از طریق انجام کارهای سخت ، به وجود می آمد. اما با ماشینی شدن زندگی ها ، این هیجانات روزمره از بین رفته اند.

و لازم است تا مغز برای خودش عاملی برای هیجان پیدا کند. بنابراین در روزهایی که هیجان کمی در زندگی مان داریم ، به دنبال ایجاد هیجان در جایی هستیم که به راحتی به آن دسترسی داریم. یعنی اینترنت.

اینترنت ، به دلیل راحتی دسترسی به اطلاعات ، فیلم ها و عکس ها ، منبع خوبی برای ایجاد هیجان است. هیجانی که دیگر در دنیای واقعی آن را چندان تجربه نمی کنیم.

دلیل دیگر جذابیت محتوای غیراخلاقی

یکی دیگر از دلایل مهم علاقه مندی انسان ها به محتوای غیراخلاقی ، غیرخطی بودن آن است. مغز انسان در گذشته های دور یاد گرفته است که در یک وضعیت ثابت طولانی باقی نماند. و یاد گرفته که برای مقابله یا فرار از دست خطرات در حال جنب و جوش باشد.

زمانی که گوتنبرگ ماشین چاپ را اختراع کرد ، کتاب ها ، ابزاری هیجان انگیز بودند برای انسانی که تا آن روز اجازه و فرصت خواندن نداشت. و از داخل کتاب ها به همه جای دنیا سفر می کرد.

اما در عصر فراوانی اطلاعات (عصر حاضر) ، دیگر کتاب های طولانی جذابیت خود را از دست داده اند. حتی فیم هایی که طولانی و البته بدون سکانس های هیجان انگیز برای زمان های کوتاه نیستند ، هم از زندگی ما فاصله می گیرند.

مغز ما به طور طبیعی دوست دارد که در هر لحظه بر روی یک موضوع جدید توجه کند. تصور کنید که یک فیلم عاشقانه را برای مدت ۳ ساعت و بدون درگیری های بین نفر سوم و هنرپیشه اصلی نگاه می کنید. شرط میبندم که همین الان حس خواب آلودگی به سراغت آمده است.

محتوای غیراخلاقی به این دلیل که مغز ما را به تفکر وادار نمی کند و غیرخطی است ، طرفداران زیادی دارد.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

این مقاله را حتما توصیه میکنم : محتواسازی ( تولید محتوا برای کسب و کارهای آنلاین و سنتی )

[/quoteBox]

راه کار مقابله با محتوای غیراخلاقی

راه حل تغییر ذائقه مردم از محتوای غیراخلاقی و محتوای سالم ، دو چیز است : اول اینکه سعی کنیم ، مخاطبین در هنگام استفاده از محتوای سالم ، کمتر فکر کنند. و هر آنچه که لازم است را واضح بیان کنیم. (یا نمایش دهیم).

دوم آنکه اگر می خواهیم مخاطب به چیزی فکر کند ، باید آن را به شکلی هیجان انگیز و در زمانی کوتاه ارایه کنیم.

 

انتخاب زندگی شغلی ( انتخاب شغل براساس یافتن نقطه طلایی زندگی )

انتخاب زندگی شغلی در کنار انتخاب همسر ، مهمترین انتخابی است که هر انسانی باید در راه زندگی برای یک بار هم که شده ، آن را به درستی انجام دهد. تا بتواند از یک زندگی موفق و پر از شادی و مهر ، بهره مند شود.

انتخاب زندگی شغلی می تواند برای خیلی از آدم ها ، حتی مهمتر از انتخاب همسر باشد.

بنا بر نظر بسیاری از تئوری پردازان علم روانشناسی ، شادی در زندگی همه انسان ها باید از درون شکل بگیرد. برای همین هم خیلی از آدم ها را می بینیم که حتی بعداز ازدواج با همسر ایده آل خودشان ، باز هم زندگی شاد و شیرینی ندارند.

ولی با استفاده از تحقیقات روانشناسی فراوان ، محققین و همینطور انسان های با تجریه ، درک کرده اند که اگر کسی از زندگی شخصی روزمره خودش لذت ببرد و بتواند با کارهای روزمره ای که انجام می دهد نیازهای درونی و ژنتیکی خودش را برطرف کند ، همیشه از درون شاد خواهد بود.

و همینطور می تواند این شادی را به مقدار زیادی بین اطرافیانش به اشتراک بگذارد.

هر انسانی که پا به این دنیای خاکی میگذارد ، دارای ۵ نیاز اساسی است که باید به اندازه کافی آنها را برآورده کند تا بتواند از دورن شاد باشد.

 انتخاب زندگی شغلی

نیازهای اساسی انسان و انتخاب زندگی شغلی (انتخاب شغل)

اگر ما این نیازهای اساسی خودمان را بشناسیم و سعی کنیم که هر کدامشان را به اندازه کافی برآورده کنیم ، می توانیم به اندازه کافی هم به اطرافیان ، شادی ، پول ، قدرت و هر آنچه که خواسته ماست ، توجه کنیم.

در ویدیوی آموزشی « انتخاب زندگی شغلی » یاد میگیریم که نیازهای اساسی ما چه هستند و چطور می توانیم به آنها توجه کنیم. تا شادی درونی ما از روزمرگی هایمان بیشتر و بیشتر شود.

مهمترین روزمرگی همه ما انسان ها ، کاری است که برای گذران زندگی انجام میدهیم. یعنی زندگی شغلی ای است که برای خودمان انتخاب میکنیم.

انواع زندگی های شغلی را می توان به دو دسته کارمندی(یا کارگری) و کارآفرینی (یا صاحب کسب و کار بودن) تقسیم کرد.

در هر کدام از این انواع زندگی شغلی ، هم شیرینی هایی وجود دارد و تلخی ها و شکست ها وجود دارند.

مهم این است که ما بتوانیم زندگی شغلی خودمان را مطابق با روحیات و نیازهای درونی خودمان انتخاب کنیم.

و مهم است که زندگی شغلی خودمان را از ته دل دوست داشته باشیم.

در این ویدیو همراه من محسن حسنی ، متخصص روانشناسی بازار ، باشید ، تا با راه کاری ساده ، بتوانیم نوع زندگی شغلی خودمان را یک بار برای همیشه انتخاب کنیم.

انتخاب شغل

ویدیوی انتخاب زندگی شغلی ( انتخاب شغل ) در ۳ قسمت تهیه شده و برای تکمیل تمرین و کار عملی این ویدیو لازم است تا آدرس اعلام شده در داخل ویدیو را در اینترنت وارد شوید. و با انجام کار عملی که توضیحات آن در همان آدرس موجود است ، بتوانید به راحتی ، نیازهای اساسی خودتان را بشناسید.

و در نهایت تصمیم جدی برای انتخاب زندگی شغلی خودتان بگیرید.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

اگر می خواهید که کارآفرین باشید یا کارمند ، این ویدیو را ببینید ، تا با ابزار و راه کارهای نوین کسب و کارهای امروزی آشنا شوید :
سمینار هوشمندسازی کسب و کار

[/quoteBox]

سفارش فیلم کامل انتخاب زندگی شغلی ( انتخاب شغل )

و شرکت در آزمون شناخت نیازهای ژنتیکی خود

انتخاب شغل

محتواسازی ( تولید محتوا برای کسب و کارهای آنلاین و سنتی )

محتواسازی یا تولید محتوا

محتواسازی ( تولید محتوا ) یکی از مهمترین بخش های هر کسب و کار هوشمندی است. نمی توان گفت که کسب و کار هوشمند داریم ، در حالی که محتواسازی خوبی را انجام نداده باشیم.

هر کسب و کار هوشمندی حتی به اندازه بسیار کم برای متقاعدسازی مشتری آنلاین (مثل عنوان کلیدهای برنامه اسنپ یا تپسی) نیاز به تولید محتوا حرفه ای دارد.

خاطرم هست که در اوایل شروع کارم به عنوان یک مدرس در فضای آنلاین ، با انتشار محتوایی که فکر می کردم جزء بهترین محتوای اینترنتی است ، سعی کردم تا مخاطبان بیشتری را جذب کنم. ولی هرچه بیشتر تلاش می کردم ، از محتواسازی به ظاهر خوبم نتیجه کمتری می گرفتم.

تا اینکه زمانی تصمیم گرفتم کارم را کاملا متوقف کنم و دوباره به روندی که در مسیر کسب و کارم طی کرده بودم ، فکر کنم. با بررسی محتوایی که تولید و ارایه کردم ، متوجه شدم که محتواسازی زیبا و تخصصی را انجام دادم.

محتوایی که فقط به درد کسانی می خورد که قبلا بخشی از مسیر یادگیری را طی کرده بودند. و دیدم که افرادی که در میان راه هستند ، قبل از من با اساتیدی دیگری کار کرده بودند. و همین باعث از دست رفتن فرصت های تاثیرگذاری محتوای من شده بود.

بنابراین تصمیم گرفتم تا در تولید محتوا تغییرات اساسی بدهم. تغییراتی که باعث رشد انفجاری کسب و کارم شد. و در این مقاله و کتاب الکترونیکی با شما به اشتراک گذاشتم.

آواتار مخاطب (مشتری) در محتواسازی

قبل از هر تغییری در محتواسازی ، با خودم فکر کردم که می خواهم برای چه کسانی کار کنم. و قرار است چه کسانی با دنبال کردن آموزش های من (یا در واقع خرید خدماتم) در زندگیشان پیشرفت کنند. یا حداقل حس بهتری نسبت به گذشته خودشان به دست بیاورند.

پس قبل از هر اقدامی به ساختن آواتار مشتری در ذهنم فکر کردم. و آن را بر روی کاغذ نوشتم. ولی ساختن آواتار خیلی سخت بود. چونکه قرار است مخاطبینم از بین کسانی باشند که هیچ اطلاعاتی از کسب و کار آنلاین ندارند تا کسانی که به کسب و کار انلاین مسلط هستند. و این طیف وسیع مخاطبان کار تولید محتوا را بسیار سخت تر می کرد.

در کنار همه اینها بخشی از آموزش هایم به کسانی اختصاص دارد که ممکن است در کسب و کار سنتی (غیرآنلاین) خودشان خبره باشند و تازه می خواهند کسب و کار آنلاین شان را راه اندازی کنند.

می توانید این مقاله را بخوانید : How to Create Better Content For Your Customers 

و همینطور این مقاله مفصل را : انواع مشتری آنلاین ( ساخت آواتار مشتری آنلاین قبل از فروش )

اولین قدم برای تولید محتوا

پس در اولین قدم برای تولید محتوا ، دسته بندی مخاطبینم بود. دسته بندی ها براساس معیارهایی مثل جنسیت ، نوع آموزش مورد نیاز ، سطح تخصص و … انجام شد.

نکته : به ظاهر ممکن است در یک کسب و کار آنلاین نیاز به این دسته بندی ها نباشد. مثل اسنپ که خدمات عمومی ارایه میکند. و همه جور مخاطبی در بین مشتریانش هستند. ولی باید دقت کنیم که در هنگام معرفی یک کسب و کار در فرآیندهای بازاریابی و تبلیغات ، مجبوریم که به این دسته بندی ها دقت کنیم.

دومین قدم در محتواسازی

در قدم دوم محتواسازی ، سعی کردم تا برای هر دسته از مخاطبینم ، یک آواتار (یا شخصیت خیالی که نماینده میانگین هر دسته از افراد هست) را بسازم.

مثلا در دسته متخصصین ، آواتار مخاطبینم شبیه به کسی شد که مقدار زیادی از اصول ساخت و مدیری وب سایت را می داند. ولی ممکن است که درباره روش های فروش اطلاعات چندانی نداشته باشد.

سومین قدم برای تولید محتوا

بعداز ساختن آواتار برای هر دسته از مشتریان ، سعی کردم تا راه های ارتباطی با آن دسته و آن آواتار خاص را بشناسم.

به عنوان مثال متوجه شدم که راه ارتباطی با کسی که در کسب و کار سنتی خبره است ولی اطلاعاتی درباره کسب و کار آنلاین ندارد، از طریق تبلیغ تلویزیونی ، رادیویی ، نشریه های تبلیغی ، بیلبورد و … است.

یا اینکه خانم ها بیشتر دوست دارند از طریق صفحات اینستاگرام و در زمان خلوت خودشان ، تبلیغات مختلف را چک کنند.

بنابراین در سومین قدم از محتواسازی ، جدول بزرگی از راه های ارتباطی که کشف کرده بودم را جمع آوری کردم و براساس آن استراتژی مراحل بعد را تعیین کردم.

سایر مراحل محتواسازی

قدم های بعدی استراتژی تولید محتوا شناخت انواع محتوا ، روش های تولید هر کدام از انواع محتوا ، شناخت دقیقتر راه های ارتباطی برای رساندن محتوا به مخاطب و … خواهد بود که اینها را در مقالات بعد برای شما دوستان عزیز خواهم نوشت.

پس تا قبل از خواندن مقاله های بعدی ، سعی کنید تا قدم های اول تا سوم را متناسب با کسب و کار خود ، پیش بروید. و اگر سوالی برایتان پیش آمد ، در همین صفحه بپرسید تا بتوانیم دانسته هایمان را به اشتراک بگذاریم.

این مقاله را بخوانید :  تجربه مشتری CX چیست و چه تفاوتی با تجربه کاربر UX و رابط کاربری UI دارد؟

 

یک نمونه جالب از محتواسازی کوکاکولا

نوتیفیکیشن چیست و چرا باید از آن استفاده کنیم؟

نوتیفیکیشن ، چاپار هوشمند

نوتیفیکیشن در یک سیستم اتوماسیون پزشکی که برای گروهی از پزشکان یک مرکز درمانی طراحی کرده بودم، امکان مشاهده آلارم های حیاتی ارسالی از سوی کاربران را برای پزشکان فراهم آوردیم.

نرم افزار به گونه ای طراحی شده بود که علاوه بر تشکیل پرونده پزشکی کامل و دقیق از وضعیت بیماران مراجعه کننده، ارتباط آنلاین بیماران تحت مراقبت را با پزشکان به صورت دایمی ایجاد می کرد.

برای ایجاد ارتباط ، بر روی گوشی موبایل بیمار نرم افزاری نصب می شد که با استفاده از حسگرهای خود گوشی و یا وارد کردن اطلاعات روزانه (هفتگی و یا ماهیانه) توسط بیمار ، بدون نیاز به اینترنت دایمی (با استفاده از تماس خودکار یا ارسال پیام خودکار) وضعیت بیمار به گوشی همراه و کامپیوتر رومیزی پزشک ارسال شده و در پرونده پزشکی بیمار ثبت می شد.

تشخیص اینکه کدام وضعیت بیمار حاد است و یا وضعیت حاد بودن در چه درجه ای است ، توسط یک سیستم خبره یادگیر هوشمند که اطلاعات اولیه آن توسط پزشکان همان گروه تکمیل شده بود ، تعیین میشد.

به محض تشخیص حاد بودن وضعیت بیمار توسط سیستم مذکور ، آلارم مناسبی به صورت ارسال پیامک یا حتی تماس تلفنی خودکار برای پزشک ارسال میشد.

این سیستم یکی از کاربردهای واقعی و مناسب از نوتیفیکیشن ها است که می تواند در بهبود روند زندگی بیماران نیازمند به مراقبت کمک فراوانی کند.

نوتیفیکیشن

نوتیفیکیشن های اثرگذار

یه نمونه بسیار پرکاربرد از پیغام های هوشمند ، نوتیفیکیشن ها هستند که به ما کمک می کنند در نرم افزارهای مختلف اطلاعات خیلی مهم که نیاز به رسیدگی دایمی دارند را، برای کاربر نمایش میدهند.

اما معمولا طراحان نرم افزار در گوشی های هوشمند و حتی سیستم عامل هایی مثل ویندوز ، برای جلب توجه کاربران خیلی زیاد از نوتیفیکیشن ها استفاده میکنند. که البته راه خوبی برای کشاندن کاربر به داخل نرم افزار و معتاد کردن آنها خواهد بود.

ولی اگر یک نرم افزار صنعتی، اداری ، پزشکی و … طراحی کرده باشید می بینید که استفاده از نوتیفیکیشن ها برای کاربرانی که به صورت روزانه چندین ساعت را با کمترین علاقه ، با نرم افزار شما مجبورند که کار کنند ، استفاده از نوتیفیکیشن ها دیگر جذاب نخواهد بود.

ولی این دلیل خوبی برای طراحی نکردن نوتیفیکیشن ها نیست. بلکه ما باید آنقدر نوتیفیکیشن ها را هوشمند و کاربردی طراحی کنیم که کاربر به آنها به عنوان یک ابزار ساده سازی کارها ، نگاه کند.

نوتیفیکیشن ها ، پیغام دهنده های هوشمند

سیستم های های پیغام دهنده هوشمند از نوتیفیکیشن های موجود در موبایل ها تا آلارم دهنده های دزدگیر در فروشگاه ها، همگی براساس خودکارسازی حس کردن محیط اطرافشان و تبدیل داده ها به پیغام های معنا دار کار می کنند.

یکی از نشانه های هوشمندی نرم افزارها (یا به ظاهر سخت افزارها) داشتن امکان پیغام رسانی هوشمند است.

در نظر بگیریم که در یک ساختمان هوشمند ، حسگرهای نوری برای تشخیص نور روز یا تاریکی شب نصب شده و به محض تاریک شدن محیط خانه و با ورود افراد به داخل یک اتاق ، لامپ های روشنایی اتاق به طور خودکار روشن شوند.

این هوشمندی ضعیف است که در کشور ما هم به صورت گسترده استفاده می شود.

اما همه داستان نوتیفیکیشن ها به این هوشمندی ضعیف ختم نمی شود. بگذارید به عنوان نمونه روی طرح هوشمندسازی یک ساختمان فرضی کارکنیم.

اگر در خانه ای ، حسگرهای نوری نصب کنیم می توانیم با ارسال پیغام های مناسب به صورت نوتیفیکیشن ، صاحب خانه را از وضعیت روشنایی خانه مطلع کنیم.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]

چرا این مقاله را نمی خوانید : حسگر ها ، جان بخش های بی جان

[/quoteBox]

یا اینکه اگر حسگرها متوجه حرکت انسان یا حیوانی در خانه شدند ، صاحب خانه را با استفاده از نوتیفیکیشن خبر کنند.

این هوشمندی را می توان در هر ساختمان قدیمی یا جدیدی بر روی نور، تهویه هوا، باز و بسته شدن درب ها، قفل های امنیتی، شیرآلات آب و … پیاده سازی کرد.

در واقع این هوشمندی دو طرفه برای پیغام رسانی و انجام امور ، در همه دستگاه هایی که می توانند دستورات را از راه دور و نزدیک اجرا کند و هم می توانند اطلاع رسانی را انجام دهد ، می تواند در هر نرم افزاری و برای هر کاربردی طراحی گردد.

 

[quoteBox author_name=”” author_title=”” avatar=”” text_color=”#333354″ name_color=”#295D84″]معنی لغوی نوتیفیکیشن را در دیکشنری کمبریج بخوانید : نوتیفیکیشن در کمبریج[/quoteBox]

مدیریت هوشمند جهانی – رادیو هوشمندی (قسمت چهارم)

مدیریت هوشمند جهانی لازمه هر کسب و کاری است که قرار است توان رقابت در سطح بین المللی برای خود ایجاد کند.

زمانی که می خواهیم مدیریت یک کسب و کار را به عهده بگیریم (به عنوان صاحب کسب و کار یا فقط مدیر آن) باید توان تعامل با تغییرات جهانی را در خودمان ایجاد کنیم.

بسیاری از کسب و کارهای روز دنیا که توانسته اند در سطح جهانی (فراتر از کشور خود) فعالیت کنند ، دائما به دنبال به روز رسانی دانسته های خود و کارکنان شان هستند.

دانستن علوم جدید و استفاده از ابزارهای نوین می تواند کمک بسیار بزرگی به مدیریت جهانی کسب و کارهای ایرانی نماید.

جدیدترین و مهمترین علومی که می تواند به همه کسب و کارهای سنتی و حتی نوین کمک کند ، دانستن درباره هوش مصنوعی و همچنین علوم روانشناختی برای در اختیار گرفتن توان نیروی انسانی و ماشین به صورت همزمان است.

در انقلاب صنعتی سوم ، اکثر کسب و کارها ، فقط به استفاده از ماشین های خودکار (کامپیوترها و …) و همچنین به استفاده از انسان  ها در نقش ماشین های خودکار می پرداختند.

اما در هزاره سوم لازم است تا به نگاهی دوباره به نقش انسان در کسب و کارها داشته باشیم تا بتوانیم تعریف جدیدی در زمینه استفاده از ابزار ماشینی و انسان ها در مدیریت جهانی کسب و کارها ایجاد کنیم.

این مقاله را بخوانید : هوشمندسازی کسب و کار یا کسب و کار هوشمند

مدیریت هوشمند جهانی

رادیو هوشمندی (قسمت چهارم) :

 لزوم هوشمندسازی در مدیریت هوشمند جهانی

  برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید (حجم ۴/۲۶MB) 

  برای دانلود فایل Pdf کافیست اینجا کلیک کنید  

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

سلام به شما همراهان عزیز و ارجمند

من محسن حسنی مشاور و مدرس هوشمند سازی کسب و کار ، خوشحالم که در رادیو هوشمندی چهارم با شما هستم تا درباره لزوم هوشمندسازی در مدیریت کلاس جهانی با شما صحبت کنم.

بسیاری از ما میدونیم که دنیا به سرعت در حال تغییر و پیشرفت است و اگر به تاریخ انقلاب صنعتی نگاه کنیم  ، می بینیم که انسانها برای استفاده بهینه از منابع خودشون دائماً به دنبال راهکارهای جدید هستند.

به همین خاطر در انقلاب صنعتی سوم که به نام عصر اطلاعاتی می‌شناسیم ، سعی کردیم تا با سیستم سازی ، حجم فراوانی از اطلاعات رو ‌آوری می‌کنیم و با تکیه بر این اطلاعات کسب و کارها را توسعه بدهیم.

 و الان در هزاره سوم مدیران در کلاس های جهانی علاوه بر سیستم سازی برای جمع آوری اطلاعات به دنبال هوشمند سازی سیستم هاشون هستند تا بتونند با تحلیل درست اطلاعات و شناخت بیشتر انسانهای اطراف کسب و کارشون مثل همکاران مشتریان شرکا و رقیبان، کسب و کارشون رو در سطح جهانی برای فرهنگ ها و جوامع مختلف توسعه  بدهند.

مدیریت هوشمند جهانی در ایران

ما هم در کشور خودمون اگر بخواهیم انسان های زیادی رو تحت تأثیر قرار بدیم باید بتونیم در مدت زمان کوتاهی درباره خواسته ها ،نیازها، فرهنگ ها و باید و نباید ها اطلاعات درستی داشته باشیم.

و به دست آوردن حجم زیادی از اطلاعات و تحلیل و آنها فقط با ساخت سیستم های قدیمی امکان پذیر نیست و باید علاوه بر ساخت سیستم در کسب و کار به فکر هوشمند سازی این سیستم ها هم باشیم.

پس اگر بخواهیم که در کلاس جهانی کار  کنیم ، باید علم روز رو بشناسیم و بتونیم سیستم های کاری مون رو منطبق بر علم روز به روز رسانی کنیم.

جدیدترین علم روز دنیا هوش مصنوعی است و معمولترین بخش هوش مصنوعی هم که در همه کسب و کارها کاربرد داره ، تحلیل هوشمند اطلاعات است.

و همینطور علوم روانشناختی برای شناخت درست نیازها و خواسته های انسانها است.

لزوم دانستن بیشتر درباره علوم روانشناختی و هوش مصنوعی

 

این مقاله را بخوانید : جمع آوری اطلاعات (جمع آوری هوشمند اطلاعات برای بازاریابی و فروش هوشمند)

 

من توصیه می کنم اگر می خواهید کسب و کاری در کلاس جهانی داشته باشید حتما درباره این دو علم ، یعنی هوش مصنوعی و علم روانشناختی انسان ها،  اطلاعات حتی اگر شده جزئی به دست بیاریم.

و سعی کنیم تا با استفاده از این دو علم قابلیت های انسان ها و ماشین ها رو  به درستی بشناسیم و درک کنیم.

قطعاً شناخت و درک توانایی انسان و توانایی ماشین و استفاده هر دوی اینها  کمک بسیار زیادی در توسعه و رشد کسب و کارها در کشور ما که یک کشور در حال توسعه هست ، خواهد داشت.

امیدوارم که شما هم با مطالعه منابعی که در این سایت و یا سایر منابعی که در این دو زمینه ارائه میشه، به این نقطه نظر برای رشد و توسعه کسب و کار خودتون برسید.

ممنون از اینکه در این رادیو هوشمندی چهارم با من همراه بودید به امید موفقیت های روزافزون شما دوستان عزیز و گرامی.